"بچه های نجف آباد"بچا نجب باد"
روی به سوی شهری پیشرفته و سبز 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
چت باکس


با مراجعه به ادامه ی مطلب این پست می توانید عکس های برگزیده ای از شهر را مشاهده کنید.
شما هم می توانید عکسهای خود از شهر را برای ما ارسال کنید تا به اسم خودتان در وبلاگ قرار گیرد.
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
 
***نیازمندی های شهر***
پیش بینی وضعیت آب و هوای نجف آباد در 45 روز آینده در لینک زیر:
http://www.accuweather.com/en/ir/najafabad/208200/current-weather/208200
اخبار روز نجف آباد:
بانک اطلاعات مشاغل:
بانک اطلاعات املاک:
بازار مجازی نجف آباد:
شبکه های اجتماعی نجف آباد:
 
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
تصاویر شهر نجف آباد و
 
شخصیت های معروف نجف آباد
 
در ادامه مطلب
 
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

موضوعات مرتبط: تصاویر نجف آباد
برچسب‌ها: تصاویر شهر نجف آباد, عکس های شهر نجف آباد, بچه های نجف آباد, نجف آباد, نجب باد
ادامه مطلب
[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 11:51 ] [ حامد علی اکبری ]

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

برای مشاهده ی مطالب دیگر وبلاگ به آرشیو ماهانه ی وبلاگ مراجعه کنید.
این پایگاه در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت شده است و
تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.

(استقلال آزادی جمهوری اسلامی)
 
منتظر نظرات خوب و سازنده شما هستیم.
از طریق بخش نظرات وبلاگ یا
از طریق بخش "تماس با من" در بالای وبلاگ
 
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
 
اهداف تیم بچه های نجف آباد:
 
1.معرفی شهر نجف آباد در تمامی ابعاد به مردم کشور و جهان
2.انعکاس مشکلات شهر و مردم به گوش مسئولین شهر
3.محوریت قرار دادن بحث محیط زیست و میراث فرهنگی شهر در وبلاگ
4.معرفی سایت ها و وبلاگ های همشهریان در موضوعات متفاوت
5.بحث موثر و کارآمد میان همشهریان پیرامون یک موضوع
6.ایجاد روحیه و تزریق اطلاعات در مورد شهر به همشهریان جهت معرفی به هموطنان
7.معرفی مشاهیر ، بزرگان و عالمان دیار نجف آباد
8.معرفی آداب و سنت های شهر نجف آباد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
دوستان عزيز كه تمايل به همكاري با گروه وبلاگ را دارند مي توانند
                                                                            
 از طريق نظرات همين پست يا
                                                                                               
شماره تماس(09307861958) با ما ارتباط برقرار كنند و اعلام همكاري نمايند.


زمينه هاي همكاري:

عكاسي با موضوعات شهري

مقاله هاي مرتبط با شهر شامل معرفي ، مشكلات و ...

طراحي لوگوي مناسب

طراحي نظرسنجي
 
طرح مشكلات شهري


منتظر همكاري شما با ما هستيم.
[ شنبه بیست و سوم دی 1391 ] [ 17:40 ] [ حامد علی اکبری ]

امام زاده ساره مریم شهر جوزدان تخریب شد.

 

این عمل نشان از بی مسئولیتی و بی فرهنگی سرپرست اداره ی اوقاف نجف آباد است.

 

 

سایت خبری نجف آباد نیوز خبر داد: مدیر عامل انجمن دوستداران میراث فرهنگی نجف آباد گفت: بقعه امام زاده ساره مریم جوزدان این شهرستان که با شماره ۲۵/۱۱۱ به عنوان اثری تاریخی و ارزشمند متعلق به دوره ایلخانی نزدیک به هشتصد سال پیش در فهرست آثار تاریخی کشور به ثبت رسیده بود به دلیل عدم مرمت و بازسازی به صورت کامل تخریب شد.
حسین نجفی پور مدیر عامل انجمن دوستداران میراث فرهنگی نجف آباد ضمن اعلام این مطلب افزود:« این بقعه به دلیل بروز برخی ترکهای بزرگ و فرسودگی خطر ساز شده بود و عملا در ماههای اخیر از تردد مردم در زیر آن جلوگیری میشد ولی قرار بود سازمان میراث فرهنگی با ارائه طرحی مقدمات مرمت،بازسازی و ایمن سازی آن را انجام دهد ولی متاسفانه به دلیل تاخیر در انجام چنین وظیفه ای طی هفته های اخیر شاهد تخریب کامل این اثر ارزشمند بودیم.»
نجفی پور این بقعه را از جمله قدیمی ترین بناهای تاریخی موجود در شهرستان خواند و ادامه داد: « به دنبال این اتفاق وکیل حقوقی دوستداران میراث فرهنگی شکایتی را از عوامل تخریب کننده این بنا در محاکم قضایی مطرح کرده و این امر در آینده نیز با قدرت جهت جلوگیری از تکرار چنین اتفاقاتی ادامه خواهد داشت.»
لازم به ذکر است که در حدود یک سال پیش و پس از بازدید مسئولان نجف آباد از این امامزاده،شورای تامین شهرستان تخریب و ایمن سازی اثر مذکور را تصویب کرد ولی با قول داده شده از سوی میراث فرهنگی مبنی بر برنامه ریزی جهت ترمیم و بازسازی این اثر،اجرای چنین مصوبه ای تاکنون به تاخیر افتاده بود و در نهایت نیز بقعه توسط هیات امنای امامزاده به منظور جلوگیری از وقوع حوادث احتمالی تخریب شد.
برخی از اعضای شورای شهر جوزدان نیز که امامزاده ساره مریم در آن قرار گرفته به دنبال این اتفاق تهدید به استعفا از مقام خود کرده و خواستار رسیدگی مسئولان به کوتاهی صورت گرفته در این خصوص شده اند.

منبع:http://najafabadnews.ir/%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%A8%D9%86%D8%A7%DB%8C-800-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%AC%D9%81-%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF


موضوعات مرتبط: خبری، آثار تاریخی، مشکلات و انتقادات
[ سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393 ] [ 10:54 ] [ حامد علی اکبری ]
بسم الله الرحمن الرحیم

إنا لله وإنا إليه راجعون. با نهایت تاسف و تالم درگذشت استاد مرتضی شکرانه داور بین المللی فوتبال نجف آباد را به تمام جامعه ی ورزش شهرستان و همه ی بازماندگان این مرحوم تسلیت عرض می نماییم. ایشان پس از چند سال دست و پنجه کردن با بیماری سرطان معده و تنها چند روز بعد از تجلیل در مسابقه فوتسال تیم های منتخب نجف آباد و گیتی پسند دار فانی را وداع گفت و پیکر بی جانش روز دوشنبه بر روی دستان همشهریانش تشییع و در جنت الشهدای نجف آباد خاک سپرده شد.

از طرف گروه وبلاگ بچه های نجف آباد

 

مرتضی شکرانه در مراسم تجلیل

 

مراسم تشییع مرحوم مرتضی شکرانه


موضوعات مرتبط: خبری، بزرگان، پیام تسلیت
[ چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393 ] [ 10:50 ] [ حامد علی اکبری ]
نقش مردم نجف آباد در پیروزی انقلاب اسلامی سال 1357 هجری خورشیدی

بدون تردید نجف آباد یکی از شهرهایی بود که در پیروزی انقلاب اسلامی نقشی پیشگام داشت . به همین جهت به دنبال مبارزات ، تظارات و اعتراضات گسترده ای که به وسیله ی اقشار مختلف صورت گرفت رژیم شاه ناتوان شد و بعد از اصفهان در نجف آباد توسط سرلشگر ناجی حکومت نظامی برقرار شد و به سرکوبی آزادی خواهان و کشتار مردم بی گناه پرداخت. این تصمیم شتابزده و نسنجیده باعث جریحه دار شدن افکار و عصیان عمومی و گسترش دامنه ی تظاهرات خیابانی گردید. تمام اقشار از علما ، دانشگاهیان ، فرهنگیان و ... به صف انقلابیون پیوستند.

روز شمار حوادث انقلاب اسلامی در نجف آباد

* 20 اردیبهشت 57 : پریشب گروهی از مردم نجف آباد در مسجد جامع این شهر اجتماع کردند و چند سخنگو پیرامون مسائل جاری کشور به ترتیب سخن گفتند. قوای انتظامی که مسجد جامع را زیر کنترل گرفته بودند هنگامی که اهالی از مسجد خارج شدند برای متفرق کردن آن ها و نیز جلوگیری از تظاهرات خیابانی اقدام به شلیک چند تیر هوایی کردند. اما زدوخوردی بین آن ها صورت نگرفت.

*20 مرداد 57 : به دنبال برقراری حکومت نظامی در اصفهان به وسیله ی سرلشگر رضا ناجی فرمانداری نظامی اصفهان ، در نجف آباد هم حکومت نظامی برقرار شد. ناجی برای محکم کاری فرمانداری نظامی نجف آباد را به عهده گرفت. اتومبیل های پلیس با استفاده از بلندگو حکومت نظامی را اعلام کرند و تشکیل اجتماعات بیش از سه نفر را ممنوع اعلام کردند.

*11 شهریور 57 : پس از پایان حکومت نظامی در نجف آباد مردم گروه گروه در مساجد پای صحبت وعاظ می نشینند. چنین استقبالی تاکنون در این شهر سابقه نداشته است. آقای شیخ نعمت الله صالحی نجف آبادی در سخنرانی خود به بحث پیرامون مطالب مندرج در روزنامه اطلاعات تحت عنوان چه کسی بر علیه آیت الله خمینی نامه ی جعلی منتشر ساخت پرداخت و متذکر شد حکومت دولت گذشته بدترین دولت بوده است.

*15 مهر 57 : پریروز به دنبال ادامهی تظاهرات دختران دانش آموز مدرسه راهنمایی ماندانا نجف آباد یک توپ و تعداد زیادی مامور گارد در جلوی مدرسه راهنمایی دختران در خیابان چهارم آبان شمالی مستقر شدند. ضمنا دانش آموزان دبیرستان های دخترانهی کوروش کبیر و ایران دخت این شهر که از طرف ماموران کنترل می شدند روز پنج شنبه باز به طور پراکنده تظاهراتی انجام دادند. از طرفی اعضای انجمن شهر نجف آباد دسته جمعی استعفاء دادند.

*16 مهر 57 : دیروز دانش آموزان دبیرستان های دهقان و پهلوی نجف آباد از حضور در کلاس خودداری کردند و در حیاط این مدارس اجتماع کردند و ماموران ارتش بیرون این مدارس مستقر بودند و با توپ و تانک کنترل منطقه را در دست داشتند.

*18 مهر 57 : کارکنان سازمان تعاون و روستایی شهر نجف اباد دست از کار کشیدند و خواسته های خود را اعلام کردند. در همین حال اعتصاب کارگران اداره پست نجف آباد که از آغاز هفته شروع شده بود همچنان ادامه دارد. کارکنان دارایی نیز از 4 روز پیش همچنان در اعتصاب به سر می برند. هنرستان صنعتی آپاذانا هم نیز به حالت نیمه تعطیل در آمده است.

*24 مهر 57 : در راهپیمایی و تظاهرات آرام فرهنگیان و دانش آموزان نجف آباد دو دبیر و دو دانش آموز در برخورد با ماموران مجروح شدند.

*27 مهر 57 : دیروز دانش آموزان نجف آباد در گوشه و کنار شهر تظاهرات پراکنده ای به راه انداختند و با آتش زدن لاستیک های فرسوده اتومبیل ، راه را بر پیشروی ماموران بستند. در این تظاهرات شیشه های بانک های بازرگانی ، صادرات ، سپه ، شاهپور و ملی شکست.

*30 مهر 57 : به دنبال اعتصاب فرهنگیان نجف آباد دیروز اصناف ، کشاورزان و کارگران کارخانه ها دست از کار کشیدند و با تعطیلی عمومی پشتیبانی خود را از جامعه ی فرهنگیان اعلام کردند. تظاهرات کنندگان از مسجد حامع این ششهر راهپیمایی کردند و پس از رسیدن اجتماع فرهنگیان در جلوی اداراه ی آموزش و پرورش به اعتراض خود شدت بخشیدند.

*6 آبان 57 : در ادامهی تظاهرات نجف آباد مرکز آمار و اسناد این شهر 4 بار به آتش کشیده شد و شیشه های بانک بازرگانی خرد شد. تظاهر کنندگان با برداشتن چند پل متحرک و استفاده از تیر آهن خیابان ها را بستند و صندوق های زباله را آتش زدند. متجاوز از 5 هزار نفر در خیابان های شهر به تظاهرات پرداختند. ضمن آن که ماموران انتظامی کوچکترین دخالتی نکردند.

*8 آبان 57 : دانش آموزان دبیرستان های پسرانه ی پهلوی و دهقان و دبیرستا دخترانه ی کوروش کبیر مدارس خود را تعطیل کردند و دست به تظاهرات زدند. در این هنگام سایر دبیرستان های شهر هم تعطیل شد و دانش اموزان این مدارس به آن ها پیوستند. در این تظاهرات به اداره ی آموزش و پرورش حمله شد و کلیه ی شیشه ها آن خرد شد. و از طرف مامورا ژاندارمری کوچکترین دخالتی انجام نشد.

*16 دی 57 : امروز در طی اعتصاب 15 روزه مغازه ی نجف آباد بسته شد و تظاهراتی در این شهر انجام گرفت. در جریان تظاهرات و درگیری مامورین با مردم یک دختر کشته و 10 نفر مجروح شند. امروز جسد قربانی دیروز تظاهرات نجف آباد از سوی عده ای ناشناس به سرقت رفت و به مسجد صفا انتقال یافت. مردم هنگام تشییع جنازه با مخالفت مامورین مواجه شدند و به عنوان اعتراض در خیابان ها و مساجد بست نشستند. امروز هم نجف آباد مانند 15 روز پیش تعطیل بود. تعطیلی 15 روزه ی نجف آباد در پی کشته شدن یک دختر بچه ی شش ساله به نام رضوان مرادی اغاز شد. 15 روز پیش همچنین یک جوان نجف آبادی هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.

*19 دی 57 : دیشب در حومه ی نجف آباد چهار نفر توسط گروهی ناشناس کشته شدند و ضمنا طبقات مختلف مردم نجف آباد ضمن حمل پلاکارد و عکس هایی از امام خمینی و آیت الله منتظری مسیر خیابان بازار را طی کردند.

*23 دی 57 : کلیه ی مامورین شهربانی نجف آباد به سایر شهرهای ایران منتقل شدند. این تصمیم از سوی تیمسار شیروانی رئیس شهربانی استان اصفهان و با درخواست مامورین محلی نجف اباد انجام پذیرفت.

*26 دی 57 : چند هزار نفر از اهالی خمینی شهر (همایون شهر) و روستاهای اطراف مثل اصغرآباد و قلعه سفید با بیش از یک هزارو پانصد وسیله نقلیه برای همدردی با مردم شهر نجف آباد به این شهر آمدند و در 3 کیلومتری شهر مورد استقبال مردم نجف اباد قرار گرفتند. آن ها سپس در حوالی مسجد میدان نجف آباد به گروه های تظاهر کننده این شهر پیوستند و شعار های ضد دولتی سر دادند. قرار است در محل گورستان قدیمی نجف آباد مسجد بزرگی به عنوان مصلی ساخته شود و نام این مسجد امام خمینی (ره) انتخاب شد. (لازم به ذکر است این امر محقق نشد و علی رغم تخریب قبور مومنین ، به جای مسجد پارک لاله احداث گردید)

*30 دی 57 : در برخورد خونین صد ها نفر از مردم نجف آباد با گروهی چماق به دست 14 نفر کشته و حدود 5ه نفر زخمی شدند. دیروز به مناسبت اربعین حسینی حدود بیست هخزار نفر از مردم نجف آباد و حومه از مقابل مسجد جامع شهر به راهپیمایی و تظاهرات آرام پرداختند. این عده سپس به ورزشگاه تختی رفتند و در نماز جماعت شرکت کردند. پس از نماز شخصی از میان جمعیت با فریاد اعلام کرد که مردم نجف آباد که اموالشان به غارت رفته اموال خود را در یزداشهر در خانه ی عده ای چماق به دست پیدا کرده اند. با اعلام این مطلب گروهی از تظاهر کنندگان به سوی یزدانشهر حرکت کردند و در این محل بود که برخورد خونینی بین آن ها و چماق داران لر رخ داد. در نتیجه این برخورد 6 نفر از نجف آبادیها و 3 نفر از چماق داران کشته و عدهی زیادی مجروح شدند. ماموران ژاندارمری در این برخورد که 4 ساعت به طول انجامید کوچکترین دخالتی نداشتند. در خانهی چماق داران مقدار زیادی اثاث و لوازم مسروقه ی مردم نجف آباد به دست آمد. (در این جا لرها را بشناسید.)

*2 بهمن 57 : دیروز متجاوز از یک میلیون نفر از اهالی شهر های اصفهان در معیت آیت الله طاهری و به منظور استقبال از آیت الله منتظری و محمد منتظری مقابل مسجد امام خمینی (پارک) تجمع کردند.

* 3 بهمن 57 : دیروز جازه ی مرحوم حاج یدالله انتشاری نماینده ی مردم نجف آباد در کمک رسانی به زلزله زدگان طبس و فرزندش که در بین راه طبس به طرز مرموزی کشته شده بود توسط مردم به خاک سپرده شد.

و سرانجام انقلاب اسلامی ایران در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید.

نجف آباد در 8 سال دفاع مقدس

از رشادت ها و از خودگذشتگی های این مردمان شاید طومار ها و نواسخ لازم است که مطمئنا همه از آن آگاه هستند ولی فقط برای نمونه نقل قول یکی از افراد آورده می شود:

آقای جمعی امام جماعت مردم شهرستان آبادان در آن زمان می گوید: « شما ببینید از اول جنگ تا کنون چه قدر نیرو از نجف آباد آمده این ها فقط تحت تاثیر ایشان یعنی آیت الله منتظری است. این نیروها منشا خدمات ارزنده ای شدند . شهید زیاد دادند خیلی زیاد ...

آری مراجعه به آمار نشان می دهد:

بیش از 4000 شهید ، 560 مفقود الاثر ، 457 اسیر جنگی ، بیش از 42 نفر جانباز بالای 70% و 200 نفر جانباز کمتر از 70% و 2500 نفر مجروح و ...

به قول امام خمینی (ره):

نجف آباد وظیفه ی خود را نسبت به نظام حقا تمام و کمال انجام داده است.

نمونه ای از تظاهرات مردم نجف آباد در سال 1357


موضوعات مرتبط: دفاع مقدس، پیروزی انقلاب
[ شنبه یکم شهریور 1393 ] [ 18:6 ] [ حامد علی اکبری ]

ازنجف آباد، بشنو  این  سخن                    کصفهان[1] را هست ،جنّاتُ العَدَن[2]

حاصل تدبیر آن  شیخ   اَجَلّ [3]                     یا" بهائی" [4]، آن  وزیر  ذُوالفَنَن[5]              

تا بسازد   از  نذورات  "نجف" [6]                   شهر پُرباری چو اَبری  پُر وَشَن[7]

چون سَحاب[8] رحمتی، بر بوم و بر            هم بر افرازد  بَرِ دشمن ، رَشَن[9]

اصفهان را جنّتی[10] باشد ، نَعیم[11]        دشمنان را دوزخی از هر شَجَن[12]

منبع   ارزاق ،  بهر   پایتخت [13]                هم  بسازد  اسلحه ، بهر  وطن

بهر سلطان ، خاتمی[14] باشد ثَمین[15]    بهر دشمن همچو گُرزی سرشکن

 یک نظامی شهر[16] جنب پایتخت[17]           فخر "شاه عباس" ، سلطانِ زَمَن[18]

تا  بسازند  توپها  از  بهر  جنگ                   هم به زنگبارش[19] فرستد با مِحَن[20]

پس  به  اذن آن شَهِ  قدرت  قَدَر                  گشته خوش بنیاد ، این شهر حَسَن[21]

نقشه ای آورد  مشحون[22] از هنر              مُرتَسَم[23] بر  جلد  آهوی  خُتَن[24]

در شگفت آمد از آن صاحب خرد                   جامع و شایسته  با دشت  و  دَمَن

اعتبارش از   نذورات   "نجف"                          تا که نامش هم شود آن را قَرَن[25]

گفته  شد از سوی پیرانِ  بَلَد[26]                 کان شده منصوبِ کاخ چلسُتَن[27]

مورد  تحسین سلطان  و حَشَم                   فخر شاهان در خفاء و درعَلَن[28]

پس به یغما[29] رفت چون گنجِ هنر              تا فروشندش  پشیزی  از ثَمَن[30]

لاجَرَم بیرون شد از این  بوم و بر                   بل کشیدندش به سوئی چون دَ مَن[31]

برده شد درموزه لیسبُن چو فَصّ[32]             چون عقیقی بر گرفته  از یَمَن

مفتخر آمد به  گنجی از  هنر                        بهره مند از آب دریا چون لَگَن

نقشه ای بوده است ناب و معتبر                  زین سبب نازد به هر شهر کُهَن

چون دهاتی بوده پیوسته به هم                فاقد  هر نقشه از کوی و  بَزَن [33]                      

یا دهاتی گشته گسترده ز پیش                   همچو اطفالی ز جنس مرد و زن

پس نجف آباد شهری شد وَزین                     شهر  ممتازی ز آداب  و  سُنَن

خانه ای از آنِ هر صاحب  هنر                       عاشقان کار  و  انواع   مِهَن[34]

دائما مشغول تا پاسی  ز شب                      از جوان و پیر و گلهای چمن[35]

حکمت و دانش گرفتش چون به بر                 دین و مذهب هم نمودش مُتیَمَن[36]

از  هنرمندان  نیک و  با  خرد                       شهرلُقمان[37] گشت و خصم اَهرِمَن[38]

وزمدارس یا مکاتب[39] بهره مند                   وز تکایا[40] و مساجد  شد گَشَن[41]

از  مَصانِع[42]  یا  دکاکین[43]  زیاد                کار وبارِ چاق و ذوقِ خوش شُگَن[44]

از قنات و ارگ و ویرَبهای ژرف[45]                    از بروج [46]و مَعصَر[47] و جای طَحَن[48]

کاروانها  را سراهایی " قشنگ"                        زان همه باغاتِ شه[49] چون پَرنِینَ[50]

خانه پِنگ[51] و جویبار پر طَرَب                      وز چنان باغاتِ یاس و یا سَمَن

همچنین گلدسته های چون دَکَل[52]              براذان جای و به مسجد چون گَزَن[53]

گشت رَشک شهرهای این دیار[54]                زنسجام[55] نقشه های  ذُوفَنَن[56]

پس نه تنها آن بناهای عتیق[57]                     یا  نشان هایی ز فرهنگ کُهَن

بلکه پیرامون شهر جِرزی[58] بلند                  گر کشیدندی زسختی چون چُدَن[59]

موزه ای  می  شد ز دریای  هنر                      فارغ از هر سرقت و هر سوء ظن

این چنین آثار می شد جاودان                        گر که  بودش حافظین  مُؤتَمَن[60]

چون نکردند یک چنین کار صَواب[61]                گو  چه  باشد  انتظاری از غَبَن[62]

با تأسّف  دست  یازیده[63]  به  ننگ               لاجَرَم[64]  گردید چون بیتُ الحَزَن[65]

چون هَدَر دادند این آثار  "ناب"                           خود کِنِفت[66] کردند نزد اهل فن

یک جهانگردی گذشت در قرن پیش                  از نجف آباد چو فردوس  بَرَن[67]

گفت گذشتم از خیابانی  طویل                       شد تداعی چارِباغی[68] نزد  من

از قضا مبغوض  بدخواهان  بشد                      گشت  نابود  آن درختان  کُهَن

مردمش گویی که از فرط  تَعَب [69]                 خفتگانی بوده اند  بسته  دهن

ورنه کس جرئت نمی کرد اینچنین                    دست یازد سوی جانی در بدن

بُد طلای سبز  ایشان  را چو جان                      بسته بودندش به دل گو با رَسَن[70]

کی بکندند دل از این دریای زَر                         زین مصیبت سهم آنان شد  غَرَن[71]

ما مَضی[72] بگذشت و ایّام سَبَق[73]              شد غم و اندوه  ما را  مُقتَرَن[74]

این بود غم نامه ای از شهر ما                           تا بخوانند از زمین تا به  پَرَن[75]

خوش بگفتم گرچه با اندوه دل                         زانچه دیدم یا شنیدم با  دُژَن[76]

طبق آن فرمودۀ  مولایِ  حقّ [77]                    من تشکر  میکنم  فاش و َعلَن[78]

زوکه سلطانی،[79] به شعر است وادب             شاعری  والا ، چو  شمع  انجمن[80]

چون تلمّذ میکنم در محضرش                            شاکرم از او و "حَیِّ ذُوالمَنَن"[81]

رهگشایم گشت  طَیِّ این مسیر                     این ادیب ماهر وشیرین سخن

پس خدا حفظش کنداز هر نِقَم[82]                  لطف حق بر او  ببارد چون  وَشَن[83]

گفت اگر حرفی کسی  آموختت                        می سزد عبدش شوی چون "بوالحَسَن"[84]

گرسخیّ[85] شعری سراید باب طبع                   ریشه  در الطاف "حق" دارد  نه من

                             (  سرودۀ علی محمد رستگاری متخلص به" سخّی")

                                                 خرداد1393


راهنما ی کلمات در ادمه مطلب:
 

موضوعات مرتبط: اشعار
ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 ] [ 10:58 ] [ حامد علی اکبری ]

 

***به نظر شما***

 

آیا شهرداری نجف آباد و شخص شهردار

در این دوره ی زمانی تونسته اند

نیازها و مشکلات شهر را برطرف کنند؟

و چقدر در حل این مسائل موفق بوده اند؟

 

(((همه ی نظرات و انتقادات همشهریان بدون هیچ گونه سانسوری درج می شود.)))

((ما وابسته به هیچ سازمانی نیستیم و تنها وابسته به شماییم.))

(هدف تلنگری به مسئولان شهر)

نظرات:

1.مهدی:تا حدودی نسبت به دوره ی قبلی وضعیت شهر بهتر شده ، اما متاسفانه فساد و مفسدین دست از  شهر بر نمی دارند و هیچ دستگاهی نیز به عملکرد این ارگان مهم شهری نظارت ندارد!(نظر خصوصی)

2.ناشناس:کجا مشکلات شهر برطرف شده ، وقتی دغدغه ی مردم که همان آسفالت کوچه های شهرشونه بر طرف نشده و مسئولانی بی خیال شهرداری نمی توانند این مشکلات شهری رو برطرف کنند. (نظر خصوصی)

3.سامانه اطلاع رسانی باغ نیوز: بستگی داره که طرف، توی چه موقعیت شغلی، مکانی و ... باشه.
هر کسی، دنیای اطرافش رو، متفاوت از بقیه می بینه . . .

4.امیر: با سلام به عقیده بنده فعالیت های شهرداری نجف آباد تا کنون روند خوبی داشته است و إن شاءا... با یاری مردم این روند رو به رشد حفظ خواهد شد.

5. شیفته شهر: کی گفته روند خوبی داره آخه یه تعداد مدیر ی که هیچ سابقه فعالیتی شهری ندارن اومدن سکاندار شهر شدن دارن خرابتر از قبلش میکنن ( نظر خصوصی )

6. بهناز با نظر شیفته شهر موافقم..جمعیت نجف اباد به شدت رو به افزایشه مهاجر زیاد داره درحالی که کوچه خیابونامون تنگ آسفالت خراب محیط تفریحی کم داره پارکاش نمیشه حتی نزدیکشون شد..

.

.

.


موضوعات مرتبط: نظر سنجی
[ پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393 ] [ 11:7 ] [ حامد علی اکبری ]
کوچه ای قدیمی پر از داستان های جالب و دیدنی. کوچه ای به امتداد شرق و غرب از روبروی مسجد آمحمد (بازار فعلی) شروع شده و به کوچه مردشورا (خ ستاد) ختم می شد. طول کوچه 500 متر و عرض آن هشت متر می باشد. حال به طور مختصر از برخی مکان ها ، شخصیت ها و اتفاقات این کوی پرده برداشته و ذکر می کنیم. قابل ذکر است این مطالب از دست نوشته های جناب آقای خلیلی محقق خوب شهرمون تهیه شده است (البته خلاصه شده) و در این جا از ایشان تشکر می کنیم که با تلاش زیاد تاریخ شهرمان را به همگان معرفی کرده اند.

تیمچه حاج کریم سبحانی:تیمچه ای متعلق به حاج کریم سبحانی و حاج عباس خان ضیایی که در شمال کوچه قرار داشته است که محل فروش کلیه ی محصولات کشاورزی و دامی بوده و از اطراف نجف آباد و از دور و نزدیک برای خرید به این مکان می آمدند چون خوش انصافی این افراد ورد زبان مردم بوده است. از این مغازه ی قدیمی اکنون اثری نیست اما بازماندگان آن افراد هنوز شغل پدران خود را ادامه می دهند.

تیمچه حاج حیدر جانی (هنرمند): حاج حیدر جانی (حیدر پسر خانم جان) از ثروتمندان آن روز شهرمان نجف آباد بوده که محل کاسبی او در تیمچه ای به همین نام در کوچه بوده است.

خانه ی حاج حیدر جانی: کمی جلوتر از تیمچه اش خانه ی او قرار داشته ، خانه ای مجلل با معماری ایرانی در شان ثروتمندان با امکانات زیاد که نشان از خدم و حشم او را می دهد. تیغ لودر به این خانه امان ندادو اکنون از این خانه خبری نیست.

کاروانسرای حاج حیدر جانی: کاروانسرا توسط او در مقابل تیمچه اش ساخته شده بود که مسافرانی که برای خرید آمده بودند بتوانند بعد از کلی طی مسیر دمی را به آسایش بگذرانند. البته کارونسرایی را در را جف آباد در روستای تاریخی جاجا ساخته بود که مسافران در آن جا به استراحت مشغول شوند. ساختمان کاروانسرا از آجر و خشت با طول تقریبی  100 متر و عرض 50 متر با حدود سی حجره  که از سمت غری در جنوب کوچه قرار دارد. اخیرا قسمتی از آن توسط میراث فرهنگی تعمیر شده اما متاسفانه به علت نخریدن آن مورد آسیب روزگار واقع شده و مغازه داران اطراف آن با بستن ناودان های آن قسمتی از آن را تخریب کرده اند.

بازارچه حاج نصرالله حری: بازارچه ای که قبلا کاروانسرای مرکز شهر بوده که توسط حاج نصرالله حری خریداری و تخریب گشته و بر روی آن بازارچه ای شمالی جنوبی به طول 100 متر و عرض چهار متر ساخته شده که یک سر آن به کوچه ی ملا و سر دیگر آن به بازارچه ی نجف آباد منتهی می شود. در این بازارچه ی کوچک با سقف شیروانی چوبی زیبا چهل مغازه وجود دارد که محل خرید و فروش مردم است. در این بازارچه در قدیم بانک بازرگانی و صادرات قرار داشته است.

تیمچه  عبد الجواد تدین: یکی از تجار بادام نجف آباد که تیمچه ای هم به همین نام در کوچه دارد. این فرد زیباترین خانه ی تاریخی نجف آباد را داراست. تیمچه ی زیبا متعلق به دوره ی قاجار که در قدیم محل خرید و فروش بادام نجف آباد بوده اما اکنون با این که این بنا حفظ شده است اما در آن لوازم دیگری فروش می رود.

مکتب خانه ملااسد الله: جلوی در خانه ی حیدر جانی مکتب خانه ای قرار داشت که محل تحصیل بچه ها بود. و ملا اسداللخ مکتب دار آن ها بود. ملا اسد الله رودربایسی با هیچ بچه ای نداشت و با کسی شیر نخورده بود در صورت بی انضباطی يا ننوشتن مشق و بلد نبودن درس، چوب و فلک آماده در مکتب بکار گرفته می شده و پاهای ظریف بچه های بی گناه به طناب پیچیده و با ترکه ارغوانی کتک مفصلی نوش جانشان می کردند.

کارگاه نجاری کاظمی: مرحوم حاج عشقعلی کاظمی پدر سردار شهید احمد کاظمی فرمانده نیروی زمینی سپاه که از رزمندگان جنگ ایران و عراق و معروف خاص و عام بود در این کوچه به شغل نجاری مشغول ، او سال های سال در این کارگاه به ساخت در و پنجره و انواع سازه های چوبی اشتغال داشت سپس به ساخت دار قالی مشغول شد و در نهایت شغل قالی زنی را برای امرار معاش در کنار شغل نجاری برای خود اتنخاب کرد. قابل ذکر است سردار احمد کاظمی در همین کوچه رشد و نمو پیدا کرد.

 

 حال از افراد ساکن این کوچه ذکر کنم:

موسی حکیم سلیمان: از طبیبان یهودی بوده که در این کوچه ساکن بوده او را از یهودیان اصفهان ذکر کرده اند که در نجف آباد زندگی می کرد. طبیبی حاذق بوده بوده که مردم به او عنایت خاصی داشتند. یهودیان ساکن نجف آباد شبهای شنبه در خانه موسی که در کوچه ملا بعد از بازارچه قرار داشت (و اکنون تخریب شده است) دور هم جمع می شدند و با انداختن روسری بر سر و شانه خود نشسته  و به ورد و دعا و خواندن تورات می پرداختند در آن شب غذا نمی خوردند و چراغ هم روشن نمی کردند بعضی از همسایه ها برای آنها غذا می بردند و چراغشان را هم همسایه ها روشن می کردند در حقیقت خانه موسی کنیسه و محل عبادت آنها هم بوده است. او بعد از مدتی سکونت در نجف آباد به همراه زنش به اورشلیم رفت و دیگر به خانه اش بازنگشت.

 دکتر حبیب اله حکیمی: از دیگر ساکنان کوچه بوده است. دکتر حبیب اله نوه حکیم رجب (یکی دیگر از پزشکان نجف آباد) بود. او در دار الفنون تحصیل کرده بود و پس از اتمام تحصیلات د بکار طبابت مشغول گردید ، پس از چند سالی  به شهرستان نجف آباد منتقل می شود و در مطب شخصی در کوچه ملا و در کنار خانه موسی حکیم سلیمان یاد شده مشغول طبایت می شود. او با کمال میل به بالین بیماران می رفت و در خانه و مطب او به روی بیماران در هر ساعتی باز بود و اگر بیمار استطاعت مالی نداشت رایگان او را معاینه می کرد. منزل شخصی دکتر در خیابان امام بود ، منزلی زیبا و با معماری منحصر به فرد که توسط آموزش و پرورش تخریب و تبدیل به دبیرستان هجرت شد. ایشان در سال 1349 بدرود حیات گفت و در تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد.

دکتر فرج اله حکیمی: مطب او هم در این کوچه قرار داشته است. ایشان برادر دکتر حبیب الله حکیمی بوده که در کنار مطب برادرش به طبابت مشغول بوده است.

حسن قدیر و عباس قدیر(احمدیان): دو نفر از گیوه دوزان مشهور شهر نجف آباد بوده اند که منزل مسکونی آن ها در این کوچه قرار داشته است.

خدیجه و مانده علی غسال: که منزل مسکونی این دو برادر و خواهر در نبش کوچه مرده شورا (خ ستاد) قرار داشته است. که هر دو به شغل غسالی و کفن و دفن اموات اشتغال داشتند. مورد احترام مردم شهر و خدمتگذرانی بی نام و نشان.

صفر تاپو ساز: مغازه ای داشت و به شغل ساختن سازه های قدیمی آن روز به نام تاپو ، تاپوچی ، تنور ،و کلک مشغول بود که اکنون نه خبری از اوست و نه شغل او. که این دست مایه ی پیشرفت روزگار است که دیگر خانه های محکم ما موش ندارد که بخواهیم از صفر تاپوساز ، تاپو بخریم و مایحتاجمان را مثل گندم و آرد را در آن نگه داریم. البته به جز استفاده از تاپو و تاپوچی می توانستند مردم از شر موش با تله های ساخته ی عباس مسجدی نجات پیدا کنند. تنور هم جهت پخت نان قسمتی جدانشدنی از خانه های قدیم بود و توسط این شخص به شکل زیبایی از خاک رس و با تزئینات ساخته می شد. و ای کاش کسی بود که ساخته ی دست آن ها را برای امروزیان نگه می داشت. کلک هم منقل امروزی است که با گل ساخته می شد که در آن اتش ریخته و زیر کرسی می گذاشتند و جان پناهی برای زمستان های سرد بود. البته قابل ذکر که قبلا بچه های کوچک را درون این تاپوچی ها می گذاشتند!!!

سيد عبد الله حلوا پز: در پشت مغازه اش به کوچه باز می شد. حلوا چوبه از شیرینی های قدیمی شهر بود که توسط او پخت می شد که اغلب با شاهدانه مخلوط می شد و با ریالی به بچه های آن روز فروخته می شد. آن روز از شکلات و شیرینی های امروزی خبری نبود و حلواچوبه ای موهبتی برای مردم به شمار می رفت.

حاج رجبعلی عمو معروف به رجب مقبوله: شخصی شوخ و بذله گو بود و در انتهای یک کوچه ی بن بست خانه داشت و به شغل پنبه زنی مشغول بود.

حاج مصطفي كمانچه زن: یکی از نوازندگان نجف آباد بود که در مراسمات با کمانچه ای که داشت به شاد کردن مشغول بود. و بیشتر مواقع در جایی خلوت برای دل خود می نواخت. و برای زن خود نیز ساز می زد و اشعاری را می خواند. او به همراه دو نفر دیگر یک ارکستر را تشکیل می داد و به میهمانی ها و عروسی ها دعوت می شد تا دمی مردم را شاد کند.  یک نفر هم می آمد وسط مجلس همراه یک آفتابه مسی و اشعاری می خواند با این مضمون (می خوام برم تو آفتابه ، مردم دست می زدند و یک صدا می گفتند. چطوری میری تو آفتابه ،جواب می آمد اینطوری میرم تو آفتابه ).

جرج  دندان پزشك: دندانپزشکی از ارامنه جلفای اصفهان در مطبی واقع در این کوچه مشغول  ساختن دندان مصنوعی و كشیدن دندان   بود و در این کار مهارت زیاد داشت ، مردم رغبتی به او داشتند.

 

و افراد دیگری که ذکر نشد ...../

حسن موحدی (کبابی) - اسد الله (بزاز) -  حیدر پزشکی (کلاه مال) - کربلایی مهدی اطهری (کبابی) - محمد طالب (کشاورز) - قربانعلی حاج صاد قیان (رنگرز) - استاد علی (چاقو ساز) - عباس (خیاط) - حسن ومحمود و باقر(غسالان) - استاد قدیر نجفیان (طلا ساز) - حاج بافر سیروس (طلا ساز) - محمود و میرزاعلی (کفاش)

و حال چرا این کوچه به نام ملا معروف شد و ملا که بود؟ (بدون دخل و تصرف از نوشته ی آقای خلیلی ذکر می شود)

محل زندگی و سکونت فردی روحانی بنام  ملا زین العابدین بود در اوایل کوچه و شمال آن ساکن بود. داستان زندگی و فعالیت های تبلیغی او در نجف اباد و حضور فعال او به مدت چند سال در کسوت یک روحانی و پیشنماز مسجد مرکزی شهر(مسجد بازار)،فعالیت های دینی و ارشادی او ،اقدامات او در جهت باز سازی مساجدو ساخت مسجدجدید ،فعاليت  نهایی او در آخرین نماز جماعت ،غیبت یکباره او پس از نمازو مهاجرت او به بغداد و سپس به فلسطین هرچند در بعضی کتب نوشته شده اما برای پی بردن به اهداف واقعی او و شخصیتش تحقیق وسیعی لازم است  که از حوصله این گزارش تاریخی خارج است ،ناچار ابتدا به نقل قولهای شفاهی از افراد که بعضی در قید حیاط هم نیستند می پردازم و سپس به شرح حال او که در کتاب کواکب الدریه آمده است بسنده می کنم .

 ملا زین العابدین فردی روحانی که در سالهای قبل  1269هجری در نجف آباد زندگی می کرد .پیشنماز مسجد بازار (آقا محمد ) بود ، او در خانه ای در ابتدای کوچه روبروی مسجد سکونت داشت . این کوچه بعدها بخاطر سکونت او درآن نام کوچه ملا زین العابدین را به خود گرفت .ملا متاهل بوده  اما از تعداد اولاد او اطلاعی در دست نیست .

خواهر او عیال شخصی به نام حاج محمد باقر از ملاکین شهر بود . او چندین سال به ارشاد مردم پرداخت . امام جماعت بود و مورد وثوق مردم ، درنمازجماعت روزهای جمعه او مسجد پر از جمعیت می شده و علاوه بر آن در خیابان نیز فرش پهن کرده مردم مشغول نماز می شدند ، در نظر مردم یک روحانی تمام عیار، مورد اعتماد ، کاردان ومتدین ومردم  به او عنایت خاص داشتند ،نقل کردند که وقتی مردم به ساختن مسجدی گویا ( مسجد حاج آقا میرزا میانه ی خ ستاد ) اقدام کردند ، ملا هم در کار بنایی به آنها کمک می کرد ،روزهای جمعه مردم دسته جمعي برای آوردن سنگ به کوههای شمالی می رفتند ، ملا هم همراه آنها با پای برهنه عازم می شد ، هرچه مومنین اصرار می کردند که شما برگردید. ایشان مخالفت می کردند ودر نهایت به آنها می گفتند : مرا از کار خیرمنع نكنيد. هرکس بهشت می خواهد باید زحمت بکشد ، پیامبر (ص ) هم در کار ساخت مسجد مدینه همراه مردم کار می کرد من که از ایشان اولی تر نیستم ، بگذارید کار کنم ، نباید فریب شیطان را خورد ، وحدیثهایی در صواب ساخت مسجد برای مردم می آورد، نهایتا می گفت :  انتظار من این است ، مرا از کار آخرت باز ندارید .

 او باجملاتی از این دست مردم را مجاب می کرد سرانجام پس از حدود 5تا 6 سال پس از ظهور سید علی محمد باب و پیوستن عده ای از مردم  به او، ملا تحت تاثیر صحبتها و نشست و برخاست با درویشی که از خارج شهر به اینجا آمد قرار گرفت ، پس از مذاکره درویش با ملا او به جانشینان سید علی محمد باب گرایش  و سرانجام به ( بهاءالله ) میرزا حسینعلی نوری ارادت پیدا می کند . او محرمانه عده ای را دعوت می کند و حدودا 100 نفر مرید هم پیدا می کند این روابط تا کنون محرمانه بوده و هیچکس از آ ن اطلاعی نداشته است.

سرانجام در یکی از روزهای ماه رمضان ( نوزدهم رمضان ) پس از اتمام نماز جماعت بالای منبر رفته و پس از قرائت خطبه اي دانه خرمایی رادر حضور نماز گزاران به دهان می برد و می گوید .(مومنین بر من ثابت شده است که امروز پایان ماه رمضان و عید فطر است ) و صحبت های دیگری که از کم و کیف آن اطلاعی در دست نیست، احتمالا تبلیغ برای پیوستن مردم به جانشینان باب و معرفی بهاء الله و ... این اتفاق عحیب و غیرمترقبه بود و بین مردم اختلاف شدیدی بروز كرد ، عده ای به او گرایش پیدا می کنند ، بعضی او را بدعت گذار می دانند ،  و افطار کردن در روز ماه رمضان را فعل حرام ،خلاصه تفرقه عجیبی بین مردم ایجاد و منجر به زد و خورد می شود به طوری که بعضی قصد جان ملا را می کنند اما در گرماگرم این مشاجرات ملا از منبر پایین آمده در میان مردم از نظرها پنهان میشود .این غیبت نیز بعضی از مردم را دچار شک و دو دلي می نماید .

  ملا پس از فرود از منبر از طریق حفره ای که پشت منبرودر زيرآن ایجاد کرده بود وارد نقبی می گردد که آن نقب به خانه اش منتهی می شده پس از ورود به خانه بلا فاصله با لباس مبدل خانه را ترک کرده عازم بغداد می شود .البته قبل از واقعه ی ناپدیدشدن ملا باز هم افراد موثق نقل کرده اند که بعضی اوقات بازاریان قبل از نماز در محوطه ی بیرون مسجد جمع می شدند تا با ورود ملا وارد مسجد و نماز را شروع کنند اما از آمدن ملا خبری نمی شد ،ناچار خود به مسجد می رفتند تا نماز را فرادا بخوانند ،اما با کمال تعجب ملا را در محراب میدیدند که مشغول نماز است .این مسئله برای مردم ساده آن روزگار تعجب انگیز بود و باعث می شد که ملا به نوعی نزد مردم قداست پیدا کند و مردم به او عنایت بیشتری پیدا کند .در حقیقت او از را نقب وارد مسجد می شده است .

   اکنون دیگر کسی نمی داند ملا کجاست از این تاریخ به بعد است که بابیان شهر هم به جانشین او بهاءالله گرایش پیدا می کنند و تغییر مرام می دهند ،داستان زد و خورد حکومت قاجار با بهائيان و بابیان چند سالی در تمام ایران به طول می انجامد که گزارش های آن در کتب تاریخ مفصلا آمده است .اما زین العابدین به بغداد ميرود و به بهاءالله می پیوندد و توسط  اوبه لقب زین المقربین نايل می شود و از آن به بعد کاتب بهاءالله وهمراه و مرید او می شود .ملا که شخص عالمی بوده و خط خوشی نیز داشته به نوشتن بعضی از کتب بهایی هم اقدام می کند . با مشکلاتی که بهائیان برای دولت عثمانی بوجود آوردند آنها بهاءالله را به عکا در فلسطین و برادر دیگر او( يحيي صبح اذل )را به جزیره قبرس تبعيد كردند از این به بعد ملازین العابدین به مراه بهاءالله در عکا بسر می برد و درهمانجا نیز فوت می کند.

شرح حال ملا زین العابدین از کتاب کواکب الدریه :

یکی از اصحاب ثابت قدم که درمواقع ابتلاء شریک و سهیم حضرت بهاءالله بوده زین المقربین است .اسم او ملا زین العابدین بوده و از علمای نجف آباد اصفهان و مرجعیت او بقسمی بوده که در مسجد نجف آباد که آنرا مسجد آقا محمد می گویند چون بنماز می ایستاد ،آنفدر جمعیت باو اقتدا می کرد که وسعت مسجد آنها را کفایت نداده،کوچه و بازار را برای اقتدای باو  مفروش می ساختند واو طرف اعتماد علمای اصفهان بود علی الخصوص آقا سید اسد الله مجتهد که او را سید مطلق یاد می کردند و مسجد سید در اصفهان به واسطه انتساب به آن جناب بدین اسم مرسوم گشته و سید مزبور از علمای ممتاز بود ودر ابتدای طلوع این امر در حیات بود ودر موضوع این امر سکوت وبی طرفی اختیار کرد چه که طبعا متدین وسلیم النفس بود .

خلاصه بملا زین العابدین نجف آبادی اعتماد وارتباط نام داشت .شرح و تصدیق او از این قرار است که در سنه1269 که ابتدای طلوع و بعثت سری بهاءالله بود یکی از مبلغین دوره اولی مشهور به میرزا سلیمان قلی ترک بر حسب اقتضاء و عادت آن روز با خنجر و قمه و زلف وکلاه وارد نجف اباد شد و اگر چه در بادی نظر شخص شريري دیده می شد ولی  پس از مجالست و تقریر فاضل نحریر و عالم بی نظیری شناخته می شد و در اکثر بلاد و قرایی که سير ميكرد با همان کلاهی که بر سر و دشنه ای که برکمر داشت به منبر پا می گذاشت و علنا اظهار می داشت که اجل اسلام فرا رسیده و موعود انام ظاهر گردیده مجملا در نجف آباد نخست به منزل ملا احمد ولد ملا جعفر رفته و از ظهور باب سخن آغاز و در تبلیغ رابروي ايشان باز نموده پس از احتجاج بسيارملا احمد مزبور جناب ملا زين العابدين مشهور را براي حكميت اختيار نمود.قضیه را بدار القضاوه آن جناب برده بعد از اينكه چند شبانه روز اين راز در ميان بود شبهات بر كنار شد ومشاراليه اين آيين را اختيار نمودپس به تبليغ و ارائه طریق قیام کرده جمعی لز مقتدیان خويش را بدان کیش دعوت نمود . پس آنکه شعله بلند شد وکار بالا گرفت شراره بلواء دامان بسيار کسان را فرار گرفت .آقا سید اسد الله نتوانست از ملا زین العابدین نگه داری کند ،لذا بر مهاجرت ومسافرت او رای داده و او از نجف آباد به بغداد رفت و........ چندی نگذشت که به حضور بهاءالله مشرف گرديد ایامی چند به امر آن حضرت در دار السلام مقیم شد تا هنگامی که به دست عثمانیان به اسارت مبتلا شد و سنین چندی در موصل بسر برد و........ باقی ایام را در عکا همد م محبوب ابهی و حضرت عبد البهاء بود .....

او از طرف بهاء الله به زین المقربین ملفب گشته و در رساله سئوال و جواب فارسی که توضیحاتی از احکام اقدس است بنام او نازل شده و تا کنون مجلدات بسیار از الواح و آثار زیارت شده ، که بخط زین المقربين تحریر یافته ....... آن جناب نزدیک به صد سال عمر کرده در سنه 1323 ه ق در عکا جهان را بدرود گفت.

نقل قولی از حاج آقا ناصر حجت راجع به ملا زین العابدین

حاج آقا ناصر حجت  نجف ابادي که معروف همگان است از روحانیون منتقد به فرقه بابیه و بهاییان بوده و با سران آنها مباحثه داشته که شرح بعضی از آنها رادر کتاب(حجته البالغه)نوشته است.برای یکی از دوستانش تعریف کرده بود که :چند سال پس از واقعه سخنرانی ملا در نجف آباد و عزیمت اوبه بغداد،عازم زیارت عتبات شدم ،روزی از روزها با اتفاق دوستان به بغداد رفتیم ،با کمال تعجب ملا زين العابدين را با لباس اروپایی و کلاه دوری (لگني) در بغداد دیدم ،خوب در چهره اش نگاه کردم ، ديدم خود اوست،دنبالش کردم و او را صدا زدم ،ملا جوابی ندادو اعتنایی نکرد .دو مرتبه صدا زدم ،برگشت و گفت چه می گویی ، خودم را معرفی کردم ،شناخت ، پس از احوال پرسي گفتم کجایی . و از حال و روز خود برایم بگو و خلاصه آن خطبه ای که در مسجد خواندی و غیره ،و سئوالات دیگر در باب فرقه بهایی و.... او خوب به سخنانم گوش داد سپس خیلی کوتاه و مختصر گفت (من مسئولیتی داشتم در نجف آباد و به انجام رساندم . سپس خدا حافظی کرد و رفت)

تهیه و تنظیم: حامد علی اکبری

اینم عکسی از کاروانسرای حاج حیدر


موضوعات مرتبط: آثار تاریخی
[ یکشنبه یازدهم خرداد 1393 ] [ 10:0 ] [ حامد علی اکبری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ در تیرماه 1390 راه اندازی شده است و انشا الله بتونه وبلاگ خوبی باشه برای همه ی همشهري هاي گل نجف آبادي.هر نظر و پیشنهادی در مورد این مجموعه دارید با ما در میان بگذارید.اگه خواستید مطلب جالبی توی سایت قرار داده بشه بگید. در صورت امكان مي توانيد با ما همكاري نموده و نويسنده ي افتخاري وبلاگ شويد.
با تشکر از همه
تهیه کننده:حامد علی اکبری
hamedaliakbari27@yahoo.com
hamedaliakbari27@mihanmail.ir
hamedaliakbari27@gmail.com
00989307861958+

در این قسمت میخام ویژگی های منحصر به فرد شهر رو اشاره کنم هرکس هر ویژگیه دیگه به نظرش می رسه در قسمت نظرات ذکر کنه تا تو این قسمت وارد بشه.

(((((ویژگی های نجف آباد)))))

1.موسس شهر دانشمند فرزانه ی عصر صفوی شیخ بهایی(ره) است.

2.نجف آباد را شهر عصارخانه ها می نامند که یکی از منحصر به فرد ترین عصارخانه های دنیا عصار خانه ی اخلاقی (آقابزرگ) در قلب شهر نجف آباد است از دیگر عصارخانه های آن می توان به عصار خانه ی آیتی و زمانیان و حاج نوروز و بابارضا در خیابان امام خمینی و عصار خانه یمانی در خیابان فردوسی شمالی و عصار خانه بابا محب در جاده ی ورودی ویلاشهر اشاره کرد.

3.دو برج کبوتر خانه منحصر به فرد در نجف آباد یافت می شود که در کمتر جایی یافت می شود یکی ارگ بزرگ شیخ بهایی(مرمت شده) و دیگری برج های دوقلوی صفا(در حال تخریب).
(قابل ذکر است که در نجف آباد در قدیم 50 کبوترخانه وجود داشته که در مناطق مختلف از جمله کوچه برجی ، کوچه کفتری ، باغ ملی و ... قرار داشته است)برج و باروی خندق در ابتدای خیابان دانش ، برج های دوازده گانه در کوچه برجی (دلگشا) ، برج های کامسرای سید رضا و برج های حسین و حسن کله پز در باغ ملی نیز برج های معروف نجف آباد بوده که دیگر اثری از آن ها نیست.

4.نجف آباد شهر علما و دانشمندان و هنرمندان بزرگ و نام آوری می باشد از جمله آیات عظام منتظری ، عالم نجف آبادی ، سجادی ، صالحی ، ایزدی ، امینی ، ریاضی و حججی.و همچنین استاد ابوالقاسم پاینده و پروفسور اسرافیلیان و کیومرث پور احمد و استاد مهدی آیتی و حاج علی منتظری و سید مجتبی آیت و پروین دخت یزدانیان (بی بی) و استاد نصرالله معین

5. شهر نجف آباد(بخش مرکزی) یکی از بزرگترین گلزارهای شهدای کشور را داراست با بیش از 2500 شهید گلگون کفن که در این گلزار آرمیده اند که با مناطق حومه این شهرستان در کل 4000 شهید را به خود اختصاص می دهد.

6.نجف آباد بیش از 4260 جانباز و آزاده تقدیم انقلاب نموده است.(3870 جانباز و 390 آزاده)

7.از اولین شهرهایی که در پیروزی انقلاب نقش داشته اند و در کمتر جایی ذکر می شوند نجف آباد است که نمود آن شهدایی همچون شهید محمد منتظری و شهید دکتر سید حسن آیت است.

8.نجف آباد شهری است که در آن بلاهای طبیعی مثل زلزله کم رخ نشان می دهند.

9.سنگ نگاره های 3 تا 7 هزار ساله در شمال شهر در مجاورت پارک کوهستان موجود است که نمود قدمت این ناحیه است.

10.نجف آباد بزرگترین بازار غرب استان را داراست که از شهرهای همجوار در استان از آن استفاده می کنند و دلیل آن کاسبان و بازاریان متدین و خوش انصاف است.

11.از جمله بزرگترین پارک های کوهستانی استان در شمال نجف آباد در منطقه ای خوش و آب و هوا قرار دارد.

12.نجف آباد تنها شهری در کشور است که بیشتر مسئولان آن اهل شهر نیستند اما با همت مردم پیشرفت خوبی نموده است.

13.شمال و جنوب نجف آباد را باغات مصفایی فراگرفته که با کمبود آب همچنان سبز مانده اند.

14.بخش مرکزی نجف آباد حدود 80 مسجد در خود جای داده است که از این میان مساجد نصیر ، ارشاد ، صفا ، بازار ، حکیم ، حججی از قدمت تاریخی برخوردارند.

15.نجف آباد اولین ساعت آبی (آبیاری) تاریخی جهان را داراست که با پیچیدگی بسیار در ساختمان هایی به نام پنگ خانه قرار دارد. که یک مورد از آن همچنان با کارشکنی های مسئولان و با همت انجمن دوستداران میراث فرهنگی باقی مانده است و یک مورد نیز در روز 8 آبان ماه 1392 (روز فقر فرهنگی نجف آباد) به دست توانای شهردار وقت آقای منتظری و همه ی پرسنل شهرداری نجف آباد تخریب گردید! و به تاریخ پرفراز و نشیب شهر پیوست. این اثر بعد از عمارت زیبای شهرداری دومین اثری بود که توسط شهرداری به راحتی و شبانه تخریب شد.

16. دبیرستان منتظری نجف آباد با تقدیم 250 شهید دانش آموز رتبه ی اول کشور را داراست که شاهد آن تابلویی است که عکس این شهدا در آن قرار گرفته و دردبیرستان نصب شده است.

17.نجف آباد بزرگترین دانشگاه آزاد اسلامی کشور را با مساحتی حدود 1277 هکتار و حدود 30 هزار دانشجو در 185 رشته و 12 دانشکده داراست. این دانشگاه با همت آیت الله ایزدی تاسیس شد.

18.یکی از بزرگترین کتابخانه های خاورمیانه کتابخانه ی مرکزی دانشگاه آزاد نجف آباد در 7 طبقه با امکانات به روز می باشد.

19.دو شیرینی سنتی نجف آباد (اگردک) و (کاماج) است که طعم بی نظیری دارد و اخیرا نیز به صورت صنعتی تولید می شود.

20.غذاهای سنتی نجف آباد عبارت است از:
آش کولوچی
آش آلوچه
آماج
گوشت و لوبیا
آش برگ
کوفته چی
آش شله قلمکار
کالاجوش
نخوداب
آش جو
گداخته
دلمه برگ مو
شوروا
کشک و بادمجون

21. نجف آباد حمام سنگی زیبایی دارد به نام حمام اخوت که قرار است از آن به عنوان موزه ی مردم شناسی استفاده شود. اما با بی توجهی مسئولین هوز از آن بهره برداری نشده است.
حمام صفا از دیگر حمام های شهر نیز همچنان پا برجاست. اما حمام های دیگری مثل حمام میدون ، آفتحلی و کوچه شاه (ارشاد) به دست تاریخ سپرده شده است.

22.در کوههای شمال شهر اثری به نام کوه لیزونک واقع است که دارای قدمت زیادی است. که در هیچ جای کشور مشابه آن پیدا نشده است.

23.نجف آباد تنها شهری است که در آن امامزاده یافت نمی شود و اگر هم باشد خارج محدوده ی شهری است این نشان از این است مردم شهر نجف آباد به دور از خرافات زندگی می کنند و تنها شهری در کشور هستیم که از رشد قارچی امامزاده ها در امان مانده ایم!

24.نجف آباد بیشترین شهدای نماینده ی (مجلس) را به خود اختصاص داده است. که عبارتند از شهید محمد منتظری ، شهید حجه الاسلام رحیمی و شهید سید حسن آیت.

25.نجف آباد بیشترین شهدای امدادگر کشور را در جنگ تحمیلی داشته است.

26.روستای شهید پرور حاجی آباد نجف آباد در بین روستاهای کشور بیشترین شهید را تقدیم انقلاب نموده است.

27.نجف آباد را شهر چند ملیتی می نامند...

28.نجف آباد در بین شهر های استان بیشترین معلم را داراست.

29.اولین حکومت نظامی کشور در دوران انقلاب در نجف آباد برقرار گردید که این نشان روحیه ی مبارزه با ظلم و دفاع از حق مردم شهرستان می باشد.

30.نجف آباد جزو 30 شهری در کشور می باشد که دارای فرمانداری ویژه است.

31.نجف آباد را 17 قنات آبیاری می کرده است که تعدادی از آن ها در زمان قبل از اسلام توسط زرتشتیان حفر شده است. مانند: کهریز صندل ، شیربچه ، خارون ، آب سوری ، ناظری ، قرق و...

32.میوه های نجف آباد شهره ی عام و خاص است که از جمله ی آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
توت قیچی - توت سیاه - کوج - آلوچه - سنجد - انگور فخری و عسگری و سیاه - انار شیرین و میخوش - کنجونی - انجیر سفید و سیاه - گردو کاغذی و سوزنی - بادام مامایی و نازکه و پسای

3.نجف آباد را پایتخت زنبورداری کشور می نامند که نمود آن 350000 کلنی زنبور عسل و تولید 3000 تن عسل در سال می باشد.

34.یک چهارم صنایع استان اصفهان در نجف آباد در بیش از 5 شهرک صنعتی تجمع پیدا کرده است.

35.نجف آباد در زمینه ی ورزشی بیش از 200 ورزشکار آسیانی و بین المللی دارد که موفق به کسب مدال از مجامع جهانی ورزشی گشته اند و همچنین شهر نجف آباد چندین دوره افتخار کسب عنوان شهر طلایی ورزش استان اصفهان را به خود اختصاص داده است.

36. حدود 80 نفر از سرداران دفاع مقدس از نجف آباد جنگ را مدیریت می کردند.

37.از مشاغل سنتی شهر نجف آباد می توان به موارد زیر اشاره کرد:
نمد مالی (کالامالی)
مسگری
قلمکاری
گیوه دوزی
قیچی و دفتین سازی
قالی بافی
رنگرزی
نخ تابی
چاقو سازی
کار بافی (کرباس)
لوده بافی (سبد بافی)
چیت گری
خورجین بافی
و...

38. خانه های تاریخی شهر فراوان است که حدود 50 خانه ی تاریخی را شامل می شود که از جمله می توان موارد زیر را اشاره کرد:
خانه ی تاریخی لطفی (مرمت شده توسط شهرداری و قابل بازدید) (قاجاری) (خیابان فردوسی)
خانه تاریخی گلشنی (قاجاری)( خیابان فردوسی)
خانه تاریخی نوریان (خیابان شریعتی)
خانه تاریخی غلامحسین معین (ضلع جنوبی باغ ملی)
خانه تاریخی آیت (روبروی حسینیه میرزاخانیها)
خانه تاریخی تدین
خانه تاریخی حمله داری
خانه تاریخی آصف
خانه تاریخی میرزا حسین فاضل
خانه تاریخی عباس ذبحی
خانه تاریخی فتحی
خانه تاریخی اخلاقی
خانه تاریخی آذری
و...

39.نجف آباد در قدیم به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم شده بود که خط وسط آن خیابان قباد یا کباد (17 شهریور فعلی) بوده و به محله شمالی آن پنج جوقه و محله ی جنوبی آن را شش جوبه می گفتند و با گذشت زمان نجف آباد را به 7 محله تقسیم کردند:
محله یاور (محدوده ی چهار را فردوسی و سه راه امیدی)
محله چهارسوق (محدوده ی اطراف باغ ملی)
محله حکیم (محدوده ی خیابان قدس و شیخ بهایی)
محله قبرستون (محدوده ی خیابان دانش و سعدی و حسینیه اعظم)
محله کوچه شاه ( محدوده ی اطراف مسجد ارشاد)
محله لرها یا نصیر (محدوده ی اطراف مسجد نصیر در خیابان قدس)
محله پل سنگی
قابل ذکر است خانه های موجود در این محله ها بسیار کم بوده و بین محلات باغات زیبایی قرار داشته که اکنون از آن ها خبری نیست.

40.از باغات قدیم نجف آباد می توان موارد زیر نام برد:
باغات شاه (خیابان امام خمینی)
باغات شمال (شمال شهر)
باغات وزیر (کوچه وزیری)
باغات گلزار تپه (خیابان شهدای غربی تا بیشه)
باغات خان (خیابان امام خمینی)
باغات شاه آباد (نزدیک ویلاشهر)
باغات گود ناظر (انتهای شرقی خیابان شریعی)
باغات نو (جنوب شرقی نجف آباد)
باغات دامجرد (شمال غربی نجف آباد)
باغات محمود آباد (جنوب نجف آباد)
باغ حسن خان (خیابان امام محل فعلی بانک مل شعبه مولوی)
باغ آش برگی (شمال شهر)
باغ کهنه گچی (خیابان رضایی جنوبی)
باغ بیدمشکی (جنوب غربی نجف آباد)
و...

41.از سقاخانه های معروف نجف آباد می توان موارد زیر را نام برد:
سقاخانه سرشارا - سقاخانه حاج اسحاق - سقاخانه کوچه شاه - سقاخانه شاطر مهدی - سقاخانه سر ایستگاه - سقاخانه کوچه شاه چنار - سقاخانه اسمال حج یدالله و ...

42.و یاد باد کوچه های قدیمی شهر که همچنان بعضی از آن ها ورد زبان مردم است و چه خوب و شایسته بود که شهرداری از گذشته تا به حال اسم کوچه ها که اکنون خیابان شده اند را تغییر نمی داد و یا حداقل بر تابلوها نام قدیم آن ها را ذکر می کرد. این کوچه ها بیش از 100 کوچه بوده اند که به اختصار نام بعضی از آن ها را ذکر می کنیم:
کوچه گردوی: خیابان بزرگمهر
کوچه آشیخ ابرام: خیابان ریاضی
کوچه مرده شورا: خیابان میرداماد در بازار
کوچه ملا: کوچه ملا صدرا مقابل مسجد بازار
کوچه برجی: خیابان دلگشا
کوچه زردلوی: خیبان امیرکبیر
کوچه باغ کلاغی یا تنگه: خیابان گلبهار
کوچه ماسه ی : خیابان کشاورز
کوچه شاه: خیابا امام خمینی
کوچه اربابی: خیابان مکتب
کوچه نصیر: خیابان نصیر الدین طوسی
کوچه باغ کهنه گچی: خیابان رضایی جنوبی
کوچه کهریزی: خیابان باهنر
کوچه بابی ها: خیابان فردوسی
کوچه رجب: خیابان فرخی
کوچه قباد: خیابان 17 شهریور
کوچه یاور: خیابان شریعتی
کوچه عباس ماسی: کوچه خانه معلم سابق
کوچه پیری: انتهای خیابان دانش
و کوچه های شاه چنار - بره ای - حمام کهنه - تخت کش ها باغ کهنه گچی عباس آق کوچیک - یخچالی - کپلی - ویرابی - پل سنگی - خاکی ها - کوجی - خربزه ای - کارخانه برق - زیر آسیاب - کله پزا - بته کش ها - گله ای - شاه مهدی - میرزا رضا - زنبوری ها - پونه ای و ....

43.از مکتب داران ومعلمان قدیم نجف آباد که گذشتگان ما و افراد دور و بر ما زیر دست آنها آموزش دیده اند می توان افراد زیر را اشاره کرد:
ملاحسین مساله گو
ناظم مروی
ملا غلامعلی بابا شیخ علی
ملا تقی
سید جناب
ملا حسینعلی مسجدی
شیخ باقر شفیعی
حسن چوپانی
ملا عبد الله بابایی
قربانعلی شمس
فاطمه باستانی
فاطمه بیگم مدرس
استاد ربابه
عمه حاج خانم
خدیجه حافظی
معصومه محمدی
حاجیه خاتون

44.از نمایندگان مجلس شورای ملی قبل از انقلاب می توان نمایندگان زیر را ذکر کرد:
ابراهیم کسرایی
استاد ابوالقاسم پاینده
هوشنگ صمصام بختیاری
دکتر عیسی قلی امیر نیرومند
حسن شهیدی
محمود محمود
نصرت الله فاطمی
حیدر علی امامی
امیر حسین خان ایلخانی
و غلامحسین میرزا

45.اطبا تجربی قدیمی ، پزشکان و عطاران نجف آباد:
(اطبا قدیمی)
دکتران اسدالله طبیبی ، فتح الله خان مهجور ، حبیب الله حکیمی ، ملا عباس پزشکی ، آسید مهدی آیت ، آ سید کاظم آیت ، حاج آقا ناصر حجت ، حکیم رجب برومند ، نعمت الله برومند ، علی خان مدرک ، جلالی ، عباس آذری ،
(اطبا محلی)
آقا بیگم چشم دوا کن ، بیگم شلی ، شاه بگوم
(ماما)
خانم ناظمی
(تله بنداز)
محمد علی حاج عابدین
حاج محمد علی کدوی
اکبر کهنه چین
(دندان کش)
استاد حاجی رنجبر
استاد قنبر خزائلی
استاد خانعلی
کربلایی شیر علی
(عطاران)
ملا حسن گمبلی ، حاج میرزا مهدی شریف ، صادق عطاری ، میرزا هاشم صادقی ، دایی نعمت حکیمی ، حاج میرزا علی شریف ، نوروز علی پاینده ، حاج علی محمد پاینده
امکانات وب

تنظیم فونت







Powered by WebGozar

تماس با ما


آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر