X
تبلیغات
"بچه های نجف آباد"بچا نجب باد"

پیش بینی وضعیت آب و هوای نجف آباد در 45 روز آینده
http://www.accuweather.com/en/ir/najafabad/208200/current-weather/208200



تاريخ : دوشنبه نهم دی 1392 | 11:51 | نویسنده : حامد علی اکبری |

برای مشاهده ی مطالب دیگر وبلاگ به آرشیو ماهانه ی وبلاگ مراجعه کنید.
این پایگاه در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت شده است و
تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.

(استقلال آزادی جمهوری اسلامی)
 
منتظر نظرات خوب و سازنده شما هستیم.
از طریق بخش نظرات وبلاگ یا
از طریق بخش "تماس با من" در بالای وبلاگ
 
اهداف تیم بچه های نجف آباد:
 
1.معرفی شهر نجف آباد در تمامی ابعاد به مردم کشور و جهان
2.انعکاس مشکلات شهر و مردم به گوش مسئولین شهر
3.محوریت قرار دادن بحث محیط زیست و میراث فرهنگی شهر در وبلاگ
4.معرفی سایت ها و وبلاگ های همشهریان در موضوعات متفاوت
5.بحث موثر و کارآمد میان همشهریان پیرامون یک موضوع
6.ایجاد روحیه و تزریق اطلاعات در مورد شهر به همشهریان جهت معرفی به هموطنان
7.معرفی مشاهیر ، بزرگان و عالمان دیار نجف آباد
8.معرفی آداب و سنت های شهر نجف آباد

دوستان عزيز كه تمايل به همكاري با گروه وبلاگ را دارند مي توانند
                                                                            
 از طريق نظرات همين پست يا
                                                                                               
شماره تماس(09307861958) با ما ارتباط برقرار كنند و اعلام همكاري نمايند.


زمينه هاي همكاري:

عكاسي با موضوعات شهري

مقاله هاي مرتبط با شهر شامل معرفي ، مشكلات و ...

طراحي لوگوي مناسب

طراحي نظرسنجي
 
طرح مشكلات شهري


منتظر همكاري شما با ما هستيم.


تاريخ : شنبه بیست و سوم دی 1391 | 17:40 | نویسنده : حامد علی اکبری |

به نظر شما


لزوم درختكاري در شهر نجف آبا چقدر مهم است؟


و چه ارگان يا مسئوليني مسئول اين امر هستند؟


و مردم و حتي خود ما چه وظيفه اي داريم؟


نظرات خود را درباره ي اين پست بيان كنيد تا به نام خودتان در اين پست قرار گيرد.

1.بانويي ازهمين ديار:درموردمبحث درختكاري بايدخدمت تون عرض كنم كه متاسفانه علاوه برشيرين كاري هاي شهرداري درسطح شهرمبني برقطع درختان بايدصدوراجازه نامه تغييركاربري اراضي كشاورزي وباغات به مجتمع هاي ويلايي،تالارپذيرايي وحتي كارگاهي ومواردديگرهم اشاره نمود،متاسفانه شاهدهستيم كه به دليل رشدجمعيت ونيازبه مسكن باغات اطراف نجف آبادازهمه طرف موردهجوم ساخت وسازهاقرارگرفته اندواگرباهمين سرعت پيش بريم درآينده اي نه چندان دورديگه هيچ باغي وجودنخواهدداشت كه درخت هاي اونها بتونن هواي آلوده شهرمون روحداقل كمي پاك وتميزنگه دارن وحتي خيلي ازميوه هاي مرغوب شهرمون اعم ازآلووآلوچه وگيلاس واناروبادام وغيره به كتاب افسانه هاي عهدقديم نجف آبادخواهدپيوست،ازطرف ديگه اين باغهاوكوچه باغهايادگاراني ازاجدادونياكان وپيران باصفاي شهرمون هستن كه خيلي ازاونهااكنون درزيرخاك آرميده اندوبابت به ثمرنشوندن تك تك اين درختان رنج هاي زيادي متحمل شده اندوبرماست كه اين ميراث گرانبهاوزيباروبه خوبي نگهداري ونگهباني كنيم وبه نسل هاي بعدخودمون بسپاريم.به جاي اينكه هكتارهاهكتاربيابون خداروفنس وديواركشي وسيم خارداربزنين وروش تابلونصب بشه مربوط به فلان ارگان دولتي وبهمان ارگان خصوصي وبعضاسراين كارهم باهمديگه مسابقه بذارين اونهاروبه زمين هاي درختكاري شده وباغ تبديل كنين تاحداقل اگه باغهاي قديمي مون ازبين رفتن دلمون خوش باشه كه جاي ديگري باغ هاي جديدي درحال به وجودامدن هستند.
هرچنداميدوارم اين جزع فزع هاي مابه گوش مسئولين برسه وحداقل توي گوش يكيشون بندبشه وراه به جايي ببره ولي ظاهرابايدگفت: "گوش اگرگوش تو وناله اگرناله من،انچه راه به جايي نبردفرياداست"

2.

3.

4.

5.

....



تاريخ : یکشنبه هجدهم اسفند 1392 | 14:33 | نویسنده : حامد علی اکبری |
به گزارش دوستدران میراث فرهنگی و به نقل از سایت فکر سبز :

صبح روز جمعه تعدادی از دوستداران طبیعت شهرستان نجف آباد به منظور سرکشی به درخت های جابجا شده از خیابان شریعتی و خیابان گلبهار به محوطه کنار خزانه رفتیم. شوربختانه به صحنه ای دلخراش که به نوعی عوام فریبی می ماند، برخوردیم. از ۱۲۰ درخت جابجا شده در خیابان شریعتی غربی، تنها ۳۳ اصله کاشته شده بود. پس از گشتی کوتاه در میان سرشاخه های حاصل از هرس درخت ها (که بایستی اشاره کرد در برخی موارد آن هم غیر اصولی است)، به جنازه ده ها اصله درخت توت و چنار که ارزش اقتصادی بالایی دارند برخوردیم. رویه شهرداری تغییر کرده است. در گذشته درخت ها در محل اره می شدند ولی با تغییر مدیریت ها، با ماشین آلات هزینه بر جابجا می شوند و در خزانه دور از چشم مردم (که ساده لوح می پندارندشان) قطعه قطعه شده و آماده فروش می گردند.

بعد از تخریب پنگ خانه ی باغ نو که به راحتی تخریب شد حالا آقای منتظری

دست به ابتکار عمل زد.

عوام فریبی و تبلیغات رسانه ای در برنامه ی رادیو نجف آباد

آخر امر بخای حساب کنی شهرداری برای شهر

هیچ کار مفیدی انجام نمیده.

حالا هرکی تو پست شهردار باشه.

رفت پشت میز شهرداری ..... روز از نو روزی از نو

یه روز خندان و یه روز منتظری و روز بعد یکی دیگه

قصه مردم نجف آباد و به اصطلاح شهرداری اون شده:

قصه ی کلاغ و روباه مکار!

نحوی عمل شهرداری برا اولین بار تو کشور باید ثبت بشه

باورتون نمیشه ببینید:

1.دعوت از دوستداران میراث فرهنگی در محل مورد نظر

2.کندن تقریبا اصولی درختای خیابان شریعتی

3.انتقال آنه به محل مورد نظر

4.کاشتن 20 درصد از انها جلوی چشم مردم

5. ومورد آخر: 80 بقیه برش داده میشه تا عزیزان شهرداری چوباشو بفروشند

و یه پولی تو جیبای سوراخشون سرازیر بشه.


نه واقعا خنده دار نیست



تراژدی نابودی درخت‏ های خیابان گلبهار و شریعتی به بهانه جابجایی توسط شهرداری نجف آباد




تاريخ : سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392 | 17:32 | نویسنده : حامد علی اکبری |
مهران: سلام آقا حامد.
افتخار می کنم که یک آدم دلسوز تو این شهر پیدا شد که به جای مسخره کردن لهجه زیبای خودش و همشهری هاش به حل مشکلات شهرمون فکرکنه و مهمتر از همه جرات مطرح کردن آنها را داشته باشه و مثل خیلی ها نگه به من چه.واقعا ممنونم.

ما هم هر روز با مشکلی به نام راننده واحد بی غیرت و دلسنگ مواجهیم.لطفا صدای مارا به شهرداری برساید.بارها سوار واحد 116 شدم که به دبیرستان منتظری بروم.این واحد مشتری های ثابتی داره که با دو بار سوارشدن می شناسیشون.اما یکی از راننده ها بعد از دوسالی که روی این خطه نه ایستگاه ها را یاد گرفته نه مسافران را . هیچ وقت درب عقب را برای خانم ها باز نمیکنه تا آن ها از بین 22 مسافر پسر که هر روز صبح سوار میشن رد بشوند و چندتا متلک گوش کنند.تازه در بین راه اتوبوس را نگه میداره تا به راننده های خانم فحش بده و متاسفانه دوستان من بخندند و مثل خودش خرکیف شوند.در روز برفی دانش آموزی را که کارت بلیط ندارد پیاده می کند.واحد را برای خانمی که بچه به دست می دود نگه نمی دارد.وقتی هم که مردم اعتراض می کنند با بی ادبی تمام جواب می دهد.بهش چندین بار تذکر دادم ولی همچنان تخمه می شکنه و خودش را به کری می زند.بارها صدای نفرین خانم ها بلندشده.تلفن به شرکت واحد،شهرداری و سایت این شرکت بی مسئولیت هم اثری نکرد.از این همه بی غیرتی به تنگ اومدم.


(پاسخ:)


سلام. آقا مهزان عزیز دل.میدونم کدوم راننده رو میگی من خودم هم خونمون توخیابون سپیدار روبروی دبیرستانه متظریه و بعضی اوقات که از دانشگاه آزاد با اتوبوس میام از چهاراه بازار سوار این اتوبوس میشم. تا برسم خونمون  دیدم که دانش آموزای دبیرستان  منتظری به طور بسیار بد به اتوبوس هجوم می آورند وحتی اجازه نمی دهند تا خانم ها یا آقایان داخل اتوبوس پیاده شوند.
تازه چندی پیش میخاستم سوار اتوبوس بشم کارت اتوبوسم شارژ نداشت با یه اخلاق بدی همون راننده بهم گف برو کارتتو شارژ کن تو چهار راه بازار یه پیرمرد چقری  ما نشسته بودم تو کیوسک . تقزیبا حدود 80 سالشه تا اومدم به این حالی کنم کارتمو شارژ کن این شخص بی هویت گازشو گرفت رفت
قبلا همین آقا تو خط دانشگاه کار می کرد که با داد و غال دانشجو ها بردنش به واحد 15 خرداد و ما دانشجو ها از شرش راحت شدیم. حالا هم اومده سراغ دانش آموزها!

دیدم که تا حالا باهاش خانوما درگیر شدند. از یه فرد معتاد بیش از این انتظار نیست

من حاضرم مشکل شما رو پوشش بدم فقط چند تا از بی ادبیهاشو عکس بگیرید وبا چند تا از شاکی هاش صحبت کنید وبرای من بفرستید . خودم اگه وقت کردم ازش عکس میگیرم. اگه فیلم هم گرفتید که خیلی خوبه. دلیلش اینه که باید چند تا منبع و مدرک داشته باشم و مطمئن باش هر روز کارمندای شهرداری به وبلاگ سر می زنند و می بینم و نظر هم میدن.

این اولین پیغام از همشهریان نیست حدود 10 نفر دیگه هم میل یا نظر دادن و از این مشکل گله داشتند.

شهرداری و سازمان اتوبوسرانی به مشکل مردمی که از این خط استفاده می کنند رسیدگی کنند و گرنه...

( اینم شماره ام اگه کار داشتی یا سوالی :09307861958  )

نمیخام کسی رو ضایع کنم اما وقتی هیچکسی پاسخگو نیست باید دست به کار شد...

موفق باشید...



تاريخ : سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 | 14:21 | نویسنده : حامد علی اکبری |
در یک بیابان خوفناک که درنگ در آن مرگ را در پی داشت! روزی از طرف شاه عباس صفوی یک بار لیره به طرف نجف در حرکت بود که می بایست از این بیابان خوفناک می گذشت. در محل شهرداری فعلی که قبلا جای آن یک عمارت بود شترها با بارشان می خوابند، شیخ بهایی که در آن زمان یکی از بزرگان شهر اصفهان بوده به طرف ساربان می رود و وقتی می فهمد بار شترها لیره است رو می کند به ساربان و می گوید هرکاری که به شما می گویم انجام بده. ساربان با تعجب می گوید ای شیخ چه کاری را باید انجام بدهم؟

شیخ گفت: بار شترها را خالی کن سپس شترها را بلند کن و دوباره بارها را سوار شترها کن و بعد به شاه پیغام بده که شترها دیگر بلند نمی شوند. ساربان همین کار را کرد. شاه عباس، شیخ بهایی را احضار کرد و جریان را از او جویا شد. شیخ بهایی گفت: فکر کنم این بار بیشتر به درد این مکان می خورد تا به نجف؛ شاه عباس گفت: برای چه این حرف ها را می زنی؟ شیخ بهایی گفت: به خاطر این که این پولها باعث آبادانی این بیابان می گردد و حداقل چند خانوار می توانند در این جا زندگی کنند و به کشت و کار بپردازند. شاه عباس که قانع شده بود فکری کرد و گفت پس در این مکان یک زندان می سازیم تا هم زندانی ها جایی برای زندگی داشته باشند و هم این لیره ها به زودی مصرف نشود.

به هر حال یک زندان بزرگ ساخته شد و به آن ها گفته شد هریک از شما باید یک گل سرخ و یک درخت چنار بکارید و ... که هنوز درختان زمان شاه عباس کم و بیش وجود دارد.

ایام محرم که فرا می رسید یک بگلر نامی که با شلاق به زندانی ها می زد و میگفت: بگویید یا حسین . زندانی ها هم به درد ناچار همه با هم می گفتند: نه به دل، نه به جان، به ضرب بیگلر یا حسین!

از جمله کارهایی که در زمان شاه عباس و شیخ بهایی انجام می شدساخت چند قلعه بود که یکی از آنها قلعه عصارخانه حسن آقا و دیگری قلعه پایین به نام حاج نوروز بود. و همچنین ساخت دو باغ بود به نام باغ وزیرها که مردم می بایست در آن جا کار کنند و مخارج روزانه ی خود را به دست آورند و دیگری باغ شاه که باید قسمتی از درامد باغ را به نجف اشرف و مقداری از آن را برای سادات مدینه می فرستادند که شاه عباس قسمتی از باغ را وقف سادات کرد و چنین گفت که هر کس در باغ دخالت کند سوار بر خوک شده، شمشیر کشیده و با پسیغمبر خدا جنگیده است.


و چنین شد که این شهر نجف آباد نام گرفت.

شهر من یادت عبادتگاه من / خاطراتت نغمه ی آگاه من

کوچه هایت جایگاه یادها / در فضایت نقشی از فریادها

خاطر بگذشته را یاد آورند / بوی گل را همره باد آورند

شهر دین و دانشی در روزگار / خاطر مردان نیکت ماندگار

در مسیر جنگ و خون و انقلاب / بود انوار تو همچون افتاب

شهر من شهر زنان نیک خو / در تلاش و کوشش و در جستجو

در مسیر تربیت زهرا رهند / شور عشق و شور هستی می دهند

پر صلابت لیک آرام و متین / بانوانی خوب و دریای متین

شهر من شهر شهیدان دلیر / در مسیر عشق و ایمان بی نظیر

باغهایت سبز و زیبا چون بهشت / جاودانی در مسیر سرنوشت

فرش زیبای تو را همچون گهر / می برندش مردم صاحب نظر

مغز و بادام تو می باشد بسی / رونق بازار بی دل واپسی

میوه انگور و انارت خوب و ناب / می برد برق از جمال آفتاب

مردمانت صادق و دریا دلند / دائما در رتق و فتق مشکلند

پهنهی دیوارهای کاهگلی / در وجودم می دمد نقش جلی

گل شده آیینه اما خام خام / می کند بر خاطراتم حجت تمام

برج و بارو را نگر معمار نیست / نیست او اینجا دگر انکار چیست

جان یقینا طالب دیدارهاست / فکر در اندیشه ی پندارهاست

دل کنون سر داده یک آهنگ شاد / تا دل کند از روزگاران سخت

بوی مرطوب بهاران آمده / خاطری از یاد یاران آمده

عطر اسفند اسفند است و کندر در فضا / یاد ارد مهد پاکی و صفا

نکهتش آرام بخش جان شده / بوی عطرش روح را درمان شده

روی دیوار بلند روبرو / می کند آن یاس با من گفتگو

در پناهش آن درخت بید شاد / می کند از راهیان عشق یاد

آن شقایق های سر در پای دوست / لاله ها با یادشان در گفتگوست

پیچک افتاده از بالای بام / می دهد بر رهرو این ره پیام

شهر من یادت عبادتگاه من / خاطراتت نغمه ی آگاه من

دوست دارم سرزمین پاک تو / ذره ذره خاک تا افلاک تو

صادقانه گویمت ای خاک پاک / همچو خورشیدی درونم تابناک


@شعر: استاد صدیقه مردانی@

درباره ی شهر همیشه جاودان نجف آباد



تاريخ : یکشنبه سیزدهم بهمن 1392 | 11:31 | نویسنده : حامد علی اکبری |

با سلام.امروز حرف و بحثم متفاوت است. همانطور که می دانید متاسفانه از سال 85 تا کنون رنگ برف را

شهر نجف آباد به خود ندیده. از همین جا دعا می کنیم تا چشم ما هم به جمال برف زیبا روشن بشه.

این هم پیش بینی سایت هواشناسی FORECA برای چند روز آینده

خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار.




تاريخ : یکشنبه هشتم دی 1392 | 13:42 | نویسنده : حامد علی اکبری |

انا لله و انا الیه راجعون. با نهایت تاسف و تالم درگذشت  حجت الاسلام مصطفی قاهری را به خدمت خانواده و بازماندگان این مرحوم و همه ی مردم شریف و حق جوی شهر نجف آباد تسلیت عرض می نماییم.

این روحانی مومن و متدین و خیر نیک اندیش در سال 1309 در نجف آباد چشم به جهان گشود. تحصیلات حوزوی خود را در حوزه های علمیه ی نجف آباد ، اصفهان و قم نزد اساتیدی همچون حسینعلی منتظری ، روح الله خمینی ، غلامحسین منصور ، نعمت الله صالحی ، محمد حسن عالم و علامه طباطبایی به پایان رساند وی همچنین به شغل شریف معلمی نیز مشغول بود.

ایشان از اولین روزهای پیروزی انقلاب کارهای خیر زیادی در روستاها و شهرهای شهرستان نجف آباد انجام دادند. از جمله کارهای ایشان می توان کمک به تکمیل حوزه ی علمیه ی بزرگ نجف آباد و تاسیس حسینیه ی نجف آبادیها در شهر مشهد مقدس اشاره نمود. همچنین ایشان در خیریه ی قمربنی هاشم نجف آباد در کنار مرحوم مهندس اسدالله ولایتی به کمک به نیازمندان و بیماران مشغول بودند.

روحشان شاد و یادشان گرامی باد.

جمعی از بچه های نجف آباد



تاريخ : شنبه سی ام آذر 1392 | 8:50 | نویسنده : حامد علی اکبری |